www.iranianlobby.com  
 

Thursday 9 September 2010  -  پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹

English

تماس

در باره‌ی ما

آرشیو

جست‌وجو

مقالات دیگران

گفت‌وگو

اسناد

مقاله

صفحه‌ی نخست


دیپلماسی پارلمانی و امامزاده لاریجانی



طی روزهای اخیر و درحالیکه فشار اقتصادی و دیپلماتیک به رژیم ملایان افزایش یافته است، تریتا پارسی و هوشنگ امیر احمدی بطور همزمان، از اقدامات پشت پرده ایکه برای کمک به حکومت آخوندی در جریان است خبر داده اند.

تریتا پارسی مقاله ای تحت عنوان "انتخاب لاریجانی به ریاست مجلس، شانس موفقیت دیپلماسی پارلمانی را افزایش میدهد" نوشت. در این مقاله، پارسی به غرب و آمریکا نوید میدهد که نگران نباشید و لاریجانی در پست ریاست مجلس میتواند مشکل شما برای کنارآمدن با ملایان را حل کند. پارسی که لاریجانی را "تندروئی که نسبتا پراگماتیست شده" لقب داده می نویسد: 1
"انعطاف پذیری لاریجانی در مورد پرونده اتمی، سخنان منطقی وی و همچنین آمادگی وی برای گفتگو با ایالات متحده، به این امید دامن زده است که اگر وی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بر احمدی نژاد علبه کند، آنوقت یک فرصت استثنائی برای گشایش دیپلماتیک بین دو کشور ایجاد میشود." 
از نظر تریتا پارسی، طبیعتا غرب بدون دلیل بدنبال فشار به این حکومت است و باید حداقل تا سال آینده صبر کند تا امامزاده لاریجانی مشکل همه را بدون دردسر حل کند. البته ممکن است برخی از محافل آمریکائی پس از سالها دخیل بستن به رفسنجانی معتدل؛ خاتمی اصلاح طلب، کروبی پراگماتیست و قالیباف اصولگرای میانه رو، منتظر سال آینده نشده و خواهان فشار به رژیم ملایان باشند. تریتا پارسی در اینمورد نیز راه حل کوتاه مدتی نیز پیش بینی کرده است و آن استفاده از حضور لاریجانی بر مسند ریاست مجلس برای راه اندازی "دیپلماسی پارلمانی" بجای فشار بر آخوندهاست:
"اما حتی اگر لاریجانی رئیس جمهور نشده و رئیس مجلس باقی بماند، وی از فرصتی استثنائی برای راه اندازی دیپلماسی پارلمانی برخوردار است". در این مقاله، تریتا پارسی به کسانیکه با تجربه از رژیم ملایان دریافته اند که این درب باغ سبز نشان دادن ها ثمری بجز خریدن وقت برای ملایان نداشته و بخصوص بآنانیکه در مورد قدرت و نفوذ لاریجانی تردید میکنند میگوید: "مجلس اکنون در اختیار کسی است که طی سالهای گذشته به ضرورت و فایده دیپلماسی پی برده است."
تبلیغ روی لاریجانی و تلاش برای میانه رو جلوه دادن جلادان مردم ایران منحصر به تریتا پارسی نیست و هوشنگ امیر احمدی نیز در این زمینه فعال شده و در مصاحبه ایکه با نشریه روز متعلق به مسعود بهنود و جبهه مشارکت ایران داشته به خیالبافی در باره واقعگرائی لاریجانی پرداخته است. البته امیراحمدی که در دراینکار از تریتا پارسی کارکشته تر است، تنها روی لاریجانی سرمایه گذاری نکرده و احمدی نژاد را نیز مشمول الطاف خود میکند. امیر احمدی به غرب میگوید که با همین احمدی نژاد که در میانه روی دست کمی از لاریجانی ندارد کنار بیائید: (روز، 2 ژوئن 2008) 2

حضور علي‎ ‎لاريجاني چه تغييراتي‎ ‎در نحوه فعاليت هاي مجلس‏‎ ‎جديد و اکثريت حاکم نسبت‎ ‎به ‏مجلس هفتم به وجود‎ ‎خواهد آورد؟
بي ترديد مجلس فعال تري نسبت به مجلس هفتم خواهيم داشت. برعکس مجلس آقاي حداد که کم سروصدا و کم ‏اثر بود، مجلس لاريجاني مجلسي‎ ‎پرسروصداخواهد بود. چه ازسوي محافظه کاران وچه از سوي اقليت ‏اصلاح طلب. ‏

شاهد مثال‎ ‎شما براي چنين ارزيابي‎ ‎چيست؟
اين بيشتر برمي گردد به شخصيت علي لاريجاني که بسيار‎ ‎فعال است. درعين حال در دوره فعلي مجلس ‏برخلاف مجلس هفتم افرادي وارد شده‏‎ ‎اند که درجمهوري اسلامي وزن بيشتري نسبت به نمايندگان مجلس هفتم ‏دارند. اين موضوع درميان محافظه کاران بارزتر است. بنابراين اين مجلس موضع گيري‎ ‎هاي دشواري ‏خواهد کرد. از آن مجلس هايي نخواهد بود که سازش و گذشت‏‎ ‎کند. مجلسي که افرادش خودبزرگ بين هستند ‏و فکر مي کنند بايد کارهاي مهم‏‎ ‎کنند وحرفهاي مهم بزنند. اين مجلس بيشترين شباهت را به مجلس پنجم خواهد‎ ‎داشت. ‏

اصولگرايان‎ ‎مجلس هشتم و مجلس هفتم‎ ‎چه تفاوت ها وچه سمت‎ ‎وسويي خواهند داشت؟‏‎ ‎‎
درتحليل نهايي اين مجلس اصولگرايان است. اما نوع‎ ‎اصولگرايي که الان درجمهوري اسلامي مطرح است ‏حتي با اصول گرايي دوسال پيش‎ ‎هم متفاوت است. فکر نمي کنم ديگر بتوان لاريجاني را اصول گرا خواند ‏چرا که‎ ‎ديگر چيز زيادي از آنچه اصول گرايان به آنها شهره هستند را با خود ندارد. اين موضوع در مورد ‏فردي مانند آقاي قاليباف هم صدق مي کند. اينها متوجه‎ ‎واقعيت ها شدند و خيلي به صورت عملگرايانه عمل ‏مي کنند چرا که نگران آينده‎ ‎کشور و جمهوري اسلامي هستند. آنها مساپل خارجي وداخلي کشور را درک مي ‏کنند‎ ‎ومي دانند که زمان براي حل بخشي از مساپل کشور در حال گذر است واگر دير‎ ‎بجنبند کار از کار ‏خواهد گذشت. ‏

‎‎اما کارنامه‎ ‎آقاي لاريجاني در اردوگاه‏‎ ‎محافظه کاران چه مي شود؟‏‎ ‎آيا محافظه کاران از‎ ‎سمت ‏راست به مرکز متمايل‎ ‎شده اند؟ يعني محافظه کاري‎ ‎همراه با عملگرايي؟‎ ‎به اين معني که هرکاري‎ ‎را مي توان ‏انجام داد‎ ‎به شرط آنکه ما در قدرت‎ ‎باشيم وبا آن موافقت‎ ‎کنيم چه رابطه با آمريکا‎ ‎وتعليق غني سازي چه ‏سياست‎ ‎هاي آزادسازي فرهنگي‎ ‎ويا اقتصادي؟‎‎
همين طور است. من هميشه به دوستان مي گويم اگر فکر مي‎ ‎کنيد احمدي نژاد تندرواست، اين به اين معني ‏است که شما تندروها را درايران‎ ‎نديده ايد. من احمدي نژاد را هيچگاه جزو تندروترين افراد داخل کشور نديده‎ ‎ام. آقاي لاريجاني از آقاي احمدي نژاد کمتر تندرواست. بنابراين بين احمدي‎ ‎نژاد ولاريجاني وتندروها يک ‏فاصله عميق وجود دارد. مثل نيروهايي که پشت سر‏‎ ‎آقاي شريعتمداري يا قاضي مرتضوي يا امثال يالثارات ‏وحزب الله ايستاده‎ ‎اند. فکر مي کنم يک شکاف عميقي بين اصولگرايان شکل گرفته که باعث تکه پاره‎ ‎شدن ‏طيف هاي مختلف اردوگاه آنها شده است. الان فاصله بين نيروهاي دوسر طيف‎ ‎محافظه کاران آنچنان زياد ‏شده که محافظه کار خواندن هر دوسوي طيف اندکي‎ ‎دشوار به نظر مي رسد. تنها وجه مشترک آنها اين است ‏که در يک راس به هم مي‎ ‎رسند و آن هم رهبر يعني آقاي خامنه اي است وگرنه در زمينه هاي مختلف سياست‎ ‎گذاري مانند مساپل اقتصادي، اجتماعي و برنامه هسته اي اختلاف جدي بين آنها‎ ‎وجود دارد."

آنطور که از فرمایشات امیر احمدی پیداست، نه تنها لاریجانی، بلکه احمدی نژاد نیز واقعگرا و میانه رو هستند. بنابراین، برخلاف تریتا پارسی، باید به همین رئیس جمهور "معتدل"کنار آمد و وقت خود را با امید به لاریجانی تلف نکنید. سیلی نقد به از حلوای نسیه:

"من‎ ‎اعتقاد دارم برخورد احمدي نژاد با اسراييل ‏استراتژيک نبود. بلکه تاکتيکي‎ ‎بود. چون احمدي نژاد مي خواهد به آمريکا نزديک شود، به صورت تاکتيکي‎ ‎اسراييل را بزرگ کرده است و خود را ضد اسراييلي نشان مي دهد که بتواند‏‎ ‎دروازه هاي آمريکا را باز کند ‏که البته به سرعت هم اين کار را خواهد کرد. ‏

‎‎گفتيد که‎ ‎آقاي احمدي نژاد مي خواهد‏‎ ‎به آمريکا نزديک شود. چه شواهدي براي اين کار‎ ‎وجود ‏دارد؟ چون عملکرد‎ ‎دوسال ونيم اخير وي به‏‎ ‎نحوي بوده که امروز صحبت‏‎ ‎از گفت وگو با محمود‎ ‎احمدي ‏نژاد، در جنگ ميان‎ ‎دو حزب دموکرات و جمهوري‎ ‎خواه به مثابه گناهي‎ ‎نابخشودني محسوب مي‎ ‎شود.‏‎‎
شواهد زياد دارم. برخي ازآنها را مي توانم بگويم، بخشي‎ ‎را هم نمي گويم. اما به هرحال در جريان هستم و ‏مي دانم که احمدي نژاد درحال‏‎ ‎نزديکي به آمريکاست. در آينده بسيارنزديک نمايندگان دومجلس يکديگر را‎ ‎ملاقات خواهند کرد. احمدي نژاد در رابطه با آمريکا به سرعت جلو مي رود. تصادفا به نظرم باسرعت بسيار ‏زيادي به جلو مي رود. اگر چه بسياري از درها‏‎ ‎را بسته اند اما احمدي نژاد به هر دري مي زند.

اما در‎ ‎تحليل نهايي ‏فرق احمدي نژاد با فردي مثل خاتمي اين است که خاتمي مي گفت‏‎ ‎شما آمريکايي ها آدم هاي خوبي هستيد ومن ‏خيلي دوست دارم با شما حرف بزنم‏‎ ‎اما نمي زنم. اما احمدي نژاد برعکس خاتمي به آمريکايي ها مي گويد ‏شما آدم‎ ‎هاي بدي هستيد وبد مي کنيد اما من با شما حرف مي زنم. يکي درک مثبت و درستي‎ ‎از آمريکا دارد ‏ونمي خواهد ويا نمي تواند با آمريکا حرف بزند. ديگري يک‎ ‎درک منفي از آمريکا دارد ولي مي خواهد با آن ‏حرف بزند. به همين دليل وقتي‎ ‎به حرف هاي احمدي نژاد نگاه مي کنيد منفي است. چون به آن نحو فکر مي ‏کند. اما شما بايد ببينيد در عمل چه مي کند؟ در عمل تصادفا هر کاري با آمريکا‎ ‎کرده مثبت بوده است. مثلا ‏پيشنهادهاي جالبي به آمريکايي ها داده که آنها‏‎ ‎قبول نکرده اند. ‏

مثلا چه پيشنهاد‎ ‎جالبي داده که آمريکايي‎ ‎ها قبول نکردند؟
مثل گفت وگو با آمريکايي ها درعراق، پيشنهاد برقراري پرواز مستقيم بين تهران ونيويورک. اينجا حرف ‏هاي خيلي جدي بود... مي خواهم بگويم که‎ ‎درجمهوري ‏اسلامي جناح هايي هستند که از احمدي نژاد تندروترهستند وصد درصد‏‎ ‎احمدي نژاد ازلاريجاني تندرو تر ‏است. اما بين اينها ونيروهاي تندروشکاف‏‎ ‎عميقي وجود دارد. من گمان مي کنم که آن گروه هايي از اصول ‏گرايان که‎ ‎درقدرت هستند - نه آنهايي که درحاشيه هستند- به سرعت به يک نوع جريان عمل‎ ‎گرا تبديل مي ‏شوند که مي خواهند با دنيابسازند، نمي خواهند کشته شوند، نمي‎ ‎خواهند ثروت و زندگي شان را ازدست بدهند ‏و اندک اندک به مصالحه اي برسند. اين ته خط اين جريان است."

آنطور که پیداست، احمدی نژاد و لاریجانی و قالیباف همه اهل مذاکره اند و بجای فشار به این حکومت میانه رو، باید راهی برای گشودن باب مذاکره پیداکرد. طبیعی است که خود ملایان استاد اینگونه بازیها و معرکه گردان این شعبده بازی ها هستند. علی لاریجانی نیز در مصاحبه ایکه اخیرا در تهران داشته در اینمورد میگوید: (عصر ایران، 26 خرداد) 3

جايگاه ديپلماسي پارلماني در سياست خارجي كجاست؟ شما برنامه‌اي براي تقويت اين ظرفيت در مجلس هشتم داريد؟

ديپلماسي پارلماني يك بخش تاثيرگذار در روابط كشورها و حل مسائل است يعني ممكن است بخش اجرايي يك موضوعي را دنبال كند. اما پارلمان‌ها هستند كه مي‌توانند با ديپلماسي خودشان اين موضوع را شكل دهند و به مسير نزديك‌تري سوق دهند.

جايگاه استفاده از ديپلماسي پارلماني در كشور ما چگونه است؟

در كشور ما ديپلماسي پارلماني بوده اما خيلي پرفروغ نبوده است. من فكر مي‌كنم مجلس هشتم با اين تركيب نيروها مي‌تواند فعال باشد و با مشاركت دادن و اطلاع‌رساني به نمايندگان منفعل عمل نكنند. خيلي از مذاكرات ما در مساله هسته‌اي مي‌تواند از درون همين گفت‌وگوها تغيير كند و منطق‌ها به هم نزديك شود.

شما يكي از مشوقان مذاكره با آمريكا در زمان دبيري شوراي عالي امنيت ملي بوديد؟ اين موضوع را در مجلس هم پيگيري مي‌كنيد؟

مساله ارتباط با آمريكا يك نقطه‌اي است و بستگي دارد به اينكه شما چه تحليلي از شرايط داشته باشيد. اگر دنبال اين باشند كه نيزه‌پراكني كنند نبايد تصور كرد كه از درون مذاكره مي‌توان جلوي نيزه‌ها را گرفت. آنجا سپر نياز است. اين سپر حرف نيست. اين احتياج به مقتضيات زماني و مكاني دارد. موضوعي كه من در دبيرخانه دنبال مي‌كردم اين بود كه در مساله عراق يك مشكل مهمي پيش آمده بود.

آمريكا در عراق مثل موجودي كه در سوراخ گير كرده باشد دست و پا مي‌زد. اين سوراخ را عميق‌تر و فرو مي‌رفت. به همين دليل با عصبانيت سلاح‌ها را به سمت مردم نشانه مي‌رفتند. بايد مي‌پذيرفتند كه نمي‌توانند اين مساله را حل كنند. يكي از راه‌حل‌ها اين بود كه بفهمند جايگاه‌شان آنقدر ممتاز نيست كه بتوانند اقدام موثري انجام دهند. درخواست‌هايي براي مذاكره مطرح كردند، تحليل ما در دبيرخانه اين بود كه امنيت عراق مي‌تواند تاثيرگذار در منطقه باشد و به نفع جمهوري اسلامي بود كه امنيت در عراق به دست دولت عراق برقرار شود. لذا ما اين تئوري را مطالعه كرديم كه براي كمك به دولت عراق آماده‌ايم. خب سه يا چهار دور مذاكره انجام دادند بي‌نفع هم نبودند. اما اينكه در شرايط پارلمان ايران بتوان اين مذاكرات را داشت به نوع شرايط زمان و مكان بستگي دارد و اينكه مفيد باشد يا نه بايد ارزيابي شود.

درخواست براي ايجاد ارتباط از سوي پارلمان آمريكا در مجلس هفتم مطرح شد؟

بله. تقاضاهايي كرده بودند. چندي پيش هم تقاضايي كردند. ما مطالعه مي‌كنيم.

بنظر میرسد که همه چیز بر وفق مراد است و اصولا دلیلی برای فشار آوردن به ملایان نیست.

یادداشت ها:

1- http://www.niacouncil.org/index.php?option=com_content&task=view&id=1135&Itemid=29

2- http://www.roozonline.com/archives/2008/06/post_7676.php

3- http://asriran.com/view.php?id=45118

خبرها و یادداشت‌ها

اکبر استالین در آمریکا 

کناره گیری "جان لیمبرت" نشانی از سیاست جدید آمریکا  

رابطه بانک ایرانی در آلمان با دوستان ایرانی تریتا پارسی 

رهبر سابق گروه نژاد پرست  

پژوهشگر دانشگاه پرینستون یا سردسته قاتلان میکونوس؟ 

مصاحبه جنجالی حسن داعی با تلویزیون اندیشه 

نایاک و جامعه ایرانیان خارج از کشور 

اسکات ریتر، صلح طلب دروغین طرفدار خامنه ای بجرم فساد اخلاقی دستگیر شد 

درخواست سناتور جان کایل از وزیر دادگستری برای تحقیق در مورد لابیگری نایاک 

انتشار اسناد درونی نایاک 

گفتگو با حسن داعی: گزارش روزنامه واشنگتن تایمز در مورد نایاک و تریتا پارسی 

سخنان مارک کرک، نماینده کنگره آمریکا در مورد نایاک 

مصاحبه با برنامه تفسیر خبر تلویزیون صدای آمریکا 

شاهکار دوستان احمدی نژاد در آمریکا 

مهمانی شام هیلاری کلینتون 

ری تکیه به کاخ سفید نمیرود 

یک بیماری مرموز  

جلسه سخنرانی در سانفرانسیسکو همراه با نمایش اسناد 

حسن نمازی در نیویورک دستگیر شد 

تفسیر خبر، تلویزیون صدای آمریکا 

جایزه ای برای "گری سیک" 

چند سوال از اکبر گنجی  

دوستان خوب و وفادار رژیم ایران 

جنبش مردمی در ایران و چشم انداز سیاست های آمریکا 

روضه  

پیام نوروزی اوباما و دم خروس لابی رژیم ایران 

مصاحبه عباس عبدی 

تسلیت به رادیو فردا و بی بی سی 

ضیافت افطار با «احمدی نژاد» در نیویورک! 

بی بی سی و حکومت آخوندی 

هوشنگ امیراحمدی در تهران، رقت بار و مضحک 

PAAIA اولین گروه لابی نیست و تریتا پارسی حقیقت را نمی گوید 

دیپلماسی پارلمانی و امامزاده لاریجانی 

در این «جبهه ضد امپریالیستی» جای «امام» خالی! 



بازچاپ مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد است.
hassan.dai@yahoo.com
Iranian lobby 2005  ©