ویدئو اسناد گزارش
 
 
 
 
 
 



گفتگو با حسن داعی: گزارش روزنامه واشنگتن تایمز در مورد نایاک و تریتا پارسی

حسن داعی

در روز جمعه 13 نوامبر 2009، روزنامه واشنگتن تایمز گزارشی به قلم "ایلای لیک" را به چاپ رساند که در آن به عملکرد شورای ملی ایرانی آمریکایی تحت ریاست تریتا پارسی به تفصیل اشاره شده است. پس از انتشار این گزارش، در محافل گوناگون واشنگتن در باره این گزارش سخنهای بسیار رفته است. چندین سایت از جمله تارنمای نایاک به موضعگیری و تحلیل این گزارش اقدام کرده اند. برای روشن شدن هر چه بیشتر موضوع، از سوی کمیته آمریکاییان و ایرانیان پیشرو چندین سوال را با آقای داعی در میان گذاشتم.

کیوان کابلی: آقای داعی، جمعه گذشته، روزنامه واشنگتن تایمز مقاله بسیار مهمی در مورد تریتا پارسی و نایاک چاپ کرد که سر و صدای بسیار زیادی در واشنگتن و محافل ایرانی و آمریکائی ایجاد کرد. در این مقاله اتهاماتی جدی به نایاک وارد کرده که با هم بحث می کنیم. اما نویسنده مقاله اظهار داشته که مبنای گزارش وی اسنادی است که شما در اختیار وی قرار داده اید. اسنادی که گویا شما از طریق دادگاه بدست آورده اید. نخست در مورد این دعوای قانونی توضیح بدهید.

داعی: من اولین گزارش خودم در مورد نایاک را در اوائل سال 2007 منتشر کردم. به مدت یکسال، تریتا پارسی، نایاک و همچنین روزنامه های وابسته به حکومت ایران یک کارزار دروغ و شانتاژ علیه من براه انداختند. هدفشان این بود که من از کار خودم دست بکشم. اما وقتی نتیجه ای نداد، در ماه می 2008 از من به دادگاه فدرال واشنگتن شکایت کردند. در ادعانامه آنان گفته شده بود که اتهامات من به تریتا پارسی و نایاک باعث شده که آنها در میان آمریکائیان و جامعه ایرانی بی اعتبار شده ، درآمدشان کم شده و خود تریتا پارسی نیز دچار اضطراب روحی گشته است.

هدفشان این بود که با شکایت از من و با تحمیل صدها هزار دلار هزینه دفاع قانونی، مرا به زانو درآورند و بدین ترتیب درس عبرتی به همه رسانه ها و ایرانیانی بدهند که نایاک را لابی رژیم ایران معرفی میکنند و در مقابلش می ایستند.

پس از مدتی کوتاه، پس انداز شخصی من به انتها رسید و دست کمک به سوی هموطنان و موسساتی که به کمک روزنامه نگاران می آیند دراز کردم. یکی از مراکز تحقیقی واشنگتن به نام میدل ایست فوروم به میدان آمد و با ارسال یک نامه، از وکلائی که برای دفاع رایگان از من آماده اند، تقاضای کمک نمود. یک روز بعد، یکی از مهمترین دفاتر حقوقی به یاری من برخاست و طی یکسال گذشته، یک تیم از وکلای این شرکت به دفاع تمام عیار از من پرداخته اند.

کابلی: خوب، دادگاه در چه مرحله ای است و این اسنادیکه روزنامه واشنگتن تایمز بدانها اشاره کرده چگونه بدست آمده اند؟

داعی: هنوز به خود دادگاه نرسیده ایم ولی در طول ده ماه گذشته، طبق روال حقوقی دادگاههای آمریکا، به مرحله "کشف حقیقت" وارد گشته ایم. به این معناست که دو طرف دعوا می توانند اسناد و مدارک مربوط به نحوه کار و زندگی یکدیگر را بدست آورند. از اینرو، بسیاری از مکاتبات ایمیل من، مدارک زندگی شخصی و کاری من در اختیار نایاک و تریتا پارسی قرار گرفت.

بهمین ترتیب، نایاک نیر می بایست اسناد درخواستی ما را در اختیارمان قرار بدهد. تاکنون، تنها بخش کوچکی از این اسناد به ما تحویل داده شده که برای دریافت بقیه آن تلاش میکنیم. اما همین بخش کوچکی که بدست آورده ایم نیز حیرت آور و تکان دهنده است.

کابلی: این اسناد چه زمانی در اختیار شما قرار گرفت و چرا اکنون منتشر میشود؟ برخی میگویند که چون آقای جان لیمبرت که از نزدیکان تریتا پارسی و از مشاوران نایاک است، بعنوان مسئول پرونده ایران در وزارت خارجه منصوب شده، محافظه کاران و جنگ طلبان آمریکا میخواهند با انتشار این گزارش، انتخاب جان لیمبرت و سیاست های اوباما در مورد ایران را مورد حمله قرار دهند.

داعی: صد البته که سیاست های کنونی اوباما در مورد ایران شدیدا زیر سوال است. به همان میزان، انتخاب جان لیمبرت نیز توهینی به ایرانیان است. اما انتشار این گزارش ربطی به اینها ندارد. این اسناد را ماههاست که بدست آورده ایم یعنی مدتها قبل از آنکه جان لیمبرت به وزارت خارجه برود. از همان روز اولی که اسناد بدست ما رسید ما میخواستیم منتشر کنیم ولی تریتا پارسی از دادگاه خواست که مانع از انتشار علنی اسناد شود. می گفتند که این اسناد باید محرمانه بماند. چند ماهی طول کشید و دادگاه به نفع من نظر داد. دوباره به دادگاه رفتند و بهانه دیگری آوردند. باز هم شکست خوردند.

حدود یکماه و نیم پیش، سرانجام همه این موانع برطرف شد و من قانونا می توانستم اسناد را منتشر کنم. خبرنگار واشنگتن تایمز با من تماس گرفت و خواست آنها را مطالعه کند. این اسناد در اختیار وی قرار گرفتند. وی و مسئولان روزنامه اظهار علاقه کردند تا در اینمورد گزارشی تهیه کنند. نزدیک به پنج هفته، خبرنگار مزبور شروع به تحقیق در مورد نایاک و ارتباطات تریتا پارسی کرد. اسناد دادگاه را به کارشناسان بیطرف نشان داد و سرانجام گزارش خودش را منتشر کرد.

کابلی: چرا پنج هفته؟ مگر خبرنگار مزبور علاوه بر مطالبی که شما در اختیارش قرار داده بودید، خود نیز تحقیقاتی انجام داد و علاوه بر اسناد شما موارد جدیدی نیز بدست آورده است که برای روشنگری موضوع اهمیت داشته باشد؟

داعی: بلی. خودش یک تحقیقات جدی را انجام داد. با متخصصان متعددی صحبت کرد. با ایرانیان تماس گرفت. مثلا با معاون سابق اف بی آی صحبت کرده و ایمیل های رد و بدل شده بین محمد جواد ظریف (سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل) با تریتا پارسی را مطالعه کرده و نتیجه گرفته که تریتا همچون نماینده جمهوری اسلامی مشغول لابیگری بوده است.

کابلی: آیا آقای لیمبرت تاکنون موضع گرفته است؟ نایاک در جوابیه خود تکذیب ارتباطش با رژیم ایران را انکار کرده و اظهار داشته که اگر ارتباطی در کار بوده، هرگز شخصی مانند آقای لیمبرت که 444 روز در اسارت رژیم بوده است، به جمع مشاوران نایاک نمی پیوست. ظاهرا اکنون مسئولیت بزرگی بر دوش آقای جان لیمبرت قرار گرفته که موضع بگیرد. اگر هنوز می خواهد از نایاک حمایت کند، باید در مورد این اسناد پاسخگو باشد. نظر شما چیست؟

داعی: آقای لیمبرت هنوز مطلبی نگفته ولی ما ایرانیان باید از ایشان بخواهیم که حتما موضع بگیرد. این یک توهین به جامعه ایرانی است که مشاور تریتا پارسی مسئول امور ایران در وزارت خارجه آمریکا شود.

کابلی: عکس العمل تریتا پارسی چه بود؟ آیا موافق انتشار این گزارش بودند؟

داعی: اتفاقاتی که در این یکماه گذشته به وقوع پیوست، خودش به تنهائی برای شناخت تریتا پارسی و نایاک و شبکه لابی رژیم ایران کافی است. نخست تریتا به دیدار خبرنگار رفت و طی دو ملاقات، ساعتها با او گفتگو کرد. هدف اولش بی اعتبار کردن من بود. خبرنگار نیز به او گفته بود که گزارش من روی اسناد درونی خود شما تهیه میشود و ربطی به اعتبار حسن داعی ندارد.

در مرحله بعد، تریتا عده ای را تحت نام جدا شدگان سازمان مجاهدین جمع کرد تا نزد خبرنگار بیاورد و ثابت کند که من عضو مجاهدین هستم. سپس یک نفر دیگر را پیدا کرد که به ادعای خودش سی و چند سال پیش با من در زندان بوده است. لابد آن فرد میخواسته به خبرنگار بگوید که سی و چند سال پیش، من و عده ای دیگر، در زندان نقشه کشیدیم که به آمریکا بیائیم و علیه تریتا پارسی که هنوز در آنموقع بدنیا نیامده بود فعالیت کنیم.

در مرحله بعد، دوستان تریتا در واشنگتن وارد صحنه شدند. کسانیکه تحت نام کارشناس مسائل ایران، به سنای آمریکا و رادیو تلویزیون ها میروند و برای برداشتن فشار آمریکا از روی حکومت ایران تلاش میکنند. اینها به سراغ خبرنگار رفتند و از او خواستند تا نوشته خودش را رقیق کند. سپس شریک و همکار تریتا پارسی در ایران، یعنی سیامک نمازی وارد عمل شد و سعی کرد تا خبرنگار را از چاپ مقاله منصرف کند.

وقتی همه اینها نتیجه ای نداد، تریتا و وکیل اش دوباره به دادگاه رفتند و همان تقاضای قبلی خودشان که دو نوبت پاسخ منفی گرفته بود را بار دیگر مطرح کردند. تقاضای اینکه اسناد محرمانه شود و کسی قادر به چاپ آن نباشد.یکروز قبل از چاپ مقاله نیز، یک نامه تهدیدآمیز به روزنامه واشنگتن تایمز فرستادند و از آنان خواستند تا از چاپ مقاله خودداری کنند. اما این اقدامات هیجکدام نتیجه نداد و این گزارش چاپ شد.

کابلی: تریتا پارسی و نایاک در پاسخی که به این گزارش داده اند نوشته اند که به کارهای گذشته خود افتخار می کنند.پس چرا از طرق قانونی و هجمه دوستان و محافل گوناگون سعی داشتند که جلوی انتشار اسناد در این گزارش را بگیرند؟ اگر ریگی در کفششان نیست، پس از چه هراس دارند؟ دوم اینکه این افرادی که با خبرنگار تماس گرفتند و از دوستان تریتا بودند، چه کسانی هستند؟ حق مردم است که بدانند که چه کسانی خواستار جلوگیری از گزارش یک خبرنگار آمریکایی شده اند؟ این افراد به خبرنگار چه می گفتند تا او را از انتشار گزارش منصرف کنند؟

داعی: اجازه بدهید تا در اولین فرصت این افراد را به هموطنان معرفی کنم. اما درست میگوئید. بهتر است تریتا پارسی اگر ریگی به کفشش نیست بیاید و خودش داوطلبانه همه اسناد را منتشر کند. اصولا این روش کار نایاک در یکسال گذشته بوده است. با ارسال نامه تهدید به رسانه ها سعی کرده جلوی انتفاد از خودش را بگیرد. از صدای آمریکا و رادیو فردا بگیرید تا تلویزیون های فارسی زبان. امیدوارم که در اولین فرصت با هم در اینمورد صحبت کنیم و اسناد داخلی شان را بررسی کنیم تا با شیوه های کاری آنان آشنا شویم.

کابلی: خوب، این اسناد و این گزارش واشنگتن تایمز چه میگویند؟

داعی: گزارش روزنامه روی سه پایه قرار گرفته است. اولا اینکه نایاک بطور غیر قانونی لابی میکند و برای انجام این کار اجازه ندارد. دوم اینکه برای انجام این لابی، یک هماهنگی بین تریتا پارسی با سیامک نمازی در تهران وجود داشته است. سیامک نمازی مدیر عامل و یکی از شریکان کمپانی آتیه بهار در تهران است. آتیه، با دولت جمهوری اسلامی شریک است و با هم کار میکنند. معنای آن نیز روشن است: تریتا لابی خودش در کنگره را با یک نفر که در ایران شریک دولت است، هماهنگ میکرده است. فعالیت اصلی شرکت آتیه دلالی برای کمپانی های بزرگ بخصوص غولهای نفتی است که با جمهوری اسلامی بده و بستان دارند.

تریتا با جواد ظریف که سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل بود نیز تماس و همکاری داشته است. مثلا نمایندگان کنگره را انتخاب میکرده و به ملاقات ظریف میبرده است و موارد دیگر که در فرصت دیگری مورد بحث قرار میدهیم.

مسئله سوم این است که احتمالا نایاک قوانین متعدد آمریکا را زیر پا گذاشته است و تقلب مالیاتی نیز کرده است.

کابلی: در گزارش واشنگتن تایمز صحبت از یک سازمان دیگری بنام همیاران شده است. آیا همیاران نیز شریک دولت ایران است و آیا با آتیه ارتباط دارد؟ در آنجا صحبت از پولی است که ظاهرا نایاک از بودجه اختصاصی آمریکا برای دمکراسی در ایران می گیرد و با همیاران خرج می کند. لطفا در این باره کمی توضیح دهید.

داعی: همیاران که در ظاهر یک سازمان غیر دولتی است توسط محمد باقر نمازی (پدر سیامک نمازی) و یک فرد دیگر بنام حسین ملک افضلی براه افتاد. ملک افضلی بمدت 18 سال معاون وزیر بهداشت بوده است که در زمان احمدی نژاد نیز معاون وزیر بود.

کار اصلی همیاران این بود که نزد سازمان ملل و موسسات بین المللی، خودش را بعنوان نماینده سازمانهای غیر دولتی ایران معرفی کند و بگوید که من نماینده جامعه مدنی ایران هستم. من در گزارشی که به زبان انگلیسی نوشتم اسناد مربوط به همیاران و کار مشترک اش با وزارت خارجه جمهوری اسلامی برای نفوذ در میان ایرانیان خارج از کشور را توضیح دادم.

نایاک با همیاران همکاری مشترک داشت و با هم پروژه مشترک داشتند. رابطه باقر نمازی با تریتا پارسی نزدیک به دهسال ادامه داشته است که یک بخش مهم آن راه اندازی گروههای بظاهر صلح طلب ایرانی برای لابی کردن بنفع جمهوری اسلامی بوده است که من در گزارشات متعدد به آن اشاره کرده ام.

جالب اینجاست که تریتا پارسی در حالیکه در کنگره آمریکا مشغول لابی بود و میخواست که آمریکا به گروههای حقوق بشری یا گروههایی که برای دموکراسی در ایران مبارزه میکنند، کمک مالی نکند و میگفت که کمک مالی دولت آمریکا باید کاملا قطع شود، خودش صدها هزار دلار از پولهای کنگره را میگرفت و استفاده میکرد. یعنی این پولها برای نایاک و دوستانش حلال بود ولی برای گروههائیکه با جمهوری اسلامی مبارزه میکردند حرام.

جالب اینجاست که نایاک این پولها را میگرفت تا با مثلا سازمانهای غیر دولتی در ایران کار کند اما شریک اصلی اش که بعنوان غیر دولتی معرفی میکرد همین سازمان همیاران بود. سازمانی که رئیس هیئت مدیره اش یک معاون وزیر دولت ایران بود. یعنی همه چیز بود بجز سازمان غیر دولتی. می بینیم که دروغگوئی تا چه میزان بوده است.

کابلی: سایت "سیاست خارجی" در بخش "کی بل" طی مطلبی به نفع تریتا پارسی ادعا کرده است که شما از طریق حمله به نایاک و تریتا، قصد تخریب اوباما و وزیر خارجه اش را داشته اید. دلیلش نیز ایمیلی است که شما برای "تیمرمن" فرستادید. همچنین نایاک در موضع گیری های پس از انتشار گزارش نیز بارها ادعا کرده است که شما از سوی نئوکانها قصد حمله به سیاستهای اوباما را دارید؟ ظاهرا نایاک بدنبال شریک جرم برای خود می گردد. ماجرای آن ایمیل چه بود؟ در این مورد لطفا توضیح بدهید. لطفا در مورد نزدیک بودن خود با سیاستهای اوباما توضیح دهید.

داعی: اولا که شیوه دفاع تریتا پارسی شناخته شده است. وی خودش را در کنار اوباما و دیگران قرار میدهد و مخالفان خودش را در صف جنگ طلبان میگذارد. این روشی است که کارآئی خودش را از دست داده است. ثانیا، من تحقیقاتم در مورد تریتا پارسی و نایاک را در سال 2006 شروع کردم و اولین گزارشم در ژانویه 2007 منتشر شد. زمانیکه اصلا خبری از اوباما یا کلینتون نبود. ثانیا تریتا پارسی به مدت ده سال برای یک جمهوری خواه فاسد و بدنام بنام باب نی کار میکرد که بجرم رشوه گیری های مختلف، منجمله رشوه گرفتن از یک قاچاقچی مقیم لندن که برای جمهوری اسلامی کار میکرد، روانه زندان شد. بنابراین، مظلوم نمائی تریتا پارسی تنها برای فریب کودکان خوب است. اما در مورد ایمیل من که مدتها قبل نوشته بودم و تریتا منتشر کرده باید یک توضیحی بدهم.

حدود یکسال و نیم پیش که مبارزات انتخابات آمریکا جدی تر شده بود، افرادی مثل حسن نمازی که یکی از همپالکی های تریتا پارسی است و در واشنگتن گروه لابی دارد، فعال شده بودند و برای اوباما و کلینتون پول جمع میکردند. اینها سعی میکردند که در پیرامون کاندیداهای دموکرات نفوذ کنند و انتظار داشتند که رئیس جمهور بعدی سیاست مسالمت جویانه ای در برابر جمهوری اسلامی داشته باشد. در همین زمان، کنت تیمرمن که از فعالین معروف سیاسی است و به حزب جمهوریخواه تعلق دارد، مثل خیلی دیگر از آمریکائی ها یا ایرانی ها، نسبت به سیاست های آینده اوباما یا کلینتون در مورد ایران نگران بود.

ایشان طی چند ایمیل از من خواست که اگر مطلبی در مورد حسن نمازی دارم چاپ کنم زیرا الان موقع اش است. منظورش این بود که با افشاگری در مورد حسن نمازی (با سیامک نمازی اشتباه نشود) میتوان از نزدیکی اینها به رئیس جمهور بعدی جلوگیری کرد. من استدلال خودم را داشتم. از نظر شخصی من بیشتر خودم را به اوباما نزدیک میدانم و اصولا هیجگاه وارد دعوای دو حزب سیاسی آمریکا نشدم. بنظر من لابی رژیم ایران با هر دو حزب کار میکند و دعوا اصلا دموکرات و جمهوریخواه نیست.

آنچه برای من اهمیت داشت، جلوگیری از سیاست مماشات و همچنین ممانعت از ورود لابیست های طرفدار جمهوری اسلامی به حلقه نزدیکان اوباما یا کلینتون بود. بنظر من همانطور که در ایمیل گفتم، در آمریکا یک شبکه لابی هست که بنفع رژیم ایران کار میکند. اینها به اوباما نزدیک شدند و روی خط سیاسی وی تأثیر گذاشتند. نتیجه اش را هم داریم امروز می بینیم.

من در پاسخ تیمرمن که میخواست با افشاگری در مورد حسن نمازی، سیاست های اوباما و کلینتون در مورد ایران را مورد حمله قرار دهم گفتم که تریتا پارسی در رأس شبکه لابی رژیم ایران قرار دارد.من به تیمرمن گفتم که تریتا پارسی آسیب پذیر ترین بخش از این شبکه است زیرا از یکطرف با باب نی کار کرده که بجرم فساد در زندان است و دوم اینکه وی در ایران یک شریک دارد که سیامک نمازی است و جزو مافیای نفتی جمهوری اسلامی است.

من به تیمرمن گفتم که برای بی اثر کردن شبکه لابی باید ضعیف ترین آنرا به پائین کشید و در صورت موفقیت، بقیه شبکه فلج میشود. در اینجا من در انتخاب کلمات اشتباه کردم و بجای اینکه بگویم که "برای مبارزه با سیاست های مماشات گرایانه اوباما و کلینتون بایستی شبکه لابی رژیم ایران و در رآس آن تریتا پارسی را مورد حمله قرار داد"، به اشتباه نوشتم که "برای مبارزه با کلینتون و اوباما بایستی شبکه لابی رژیم ایران و در رآس آن تریتا پارسی را مورد حمله قرار داد ". اگر به ایمیل اصلی تیمرمن و دو ایمیل قبلی من به وی نگاه کنید می بینید که ما اصلا راجع به اوباما و کلینتون بحث نمی کردیم بلکه راجع به سیاست های آنان در مورد ایران بحث میکردیم. موضوع ایمیل نحوه مقابله با این سیاست ها بود نه مقابله با کاندیداهای ریاست جمهوری.

در اینجا باید بگویم که حسن نمازی بجرم تقلب و فساد مالی تحت تعقیب قانونی قرار گرفته است و الان در خانه اش زندانی است تا زمانیکه به دادگاه برود. حزب دموکرات نیز پولهایی که حسن نمازی برای اوباما و کلینتون جمع آوری کرده بود را پس فرستاده است. متاسفانه سیاست اوباما در رابطه با رژیم ایران نیز باعث سرخوردگی بسیاری از دوستان خود اوباما شده است.

کابلی: میتوانید در مورد اسنادی که مورد استفاده خبرنگار روزنامه واشنتگتن تایمز قرار گرفته است، بیشتر صحبت کنید؟

داعی: همانطور که گفتم، نایاک برای بار سوم به دادگاه رفته و تقاضا کرده که من این اسناد را علنی نکنم. تا زمانیکه قاضی در اینمورد تصمیم نهائی خودش را نگرفته سکوت میکنم. فکر میکنم که تا چند روز دیگر مسئله حل شود.

من در همینجا از تریتا پارسی و نایاک دعوت میکنم که تمامی مکاتبات خودش با ظریف، سیامک نمازی، بده و بستان مالی با آتیه بهار، روابط خودشان با باب نی را در اختیار عموم قرار دهند تا ببینیم چه کسی راست میگوید. در مورد خودم نیز باید بگویم که تمام زندگی من در اختیار آنان است. احتیاجی نیز به اجازه دادگاه نیست. من از همینجا به آنان اجازه میدهم تا تمام درآمدهای من، روابط سیاسی و هرآنچه که بنظرشان مهم هست را در اختیار عموم قرار دهند.

من یکسال و نیم پیش به تریتا پارسی گفتم که کوتاه نخواهم آمد و تا آنجا که توان داشته باشم در مقابل شبکه لابی جمهوری اسلامی می ایستم. بار دیگر تکرار میکنم که با حمایت هموطنان، تا پایان کار خواهم رفت. زورگوئی و شانتاژ و تهدید، روی من اثر نخواهد کرد. تجارت روی خون ایرانیان، تجارتی است خیانت بار که شومی آن، گریبان دست اندر کاران اش را خواهد گرفت.


منبع: ایرانیان لابی


   

برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک‌تان، روی لوگوی زیر کلیک کنید:



شکست نایاک: نگاهی به پروسه دادگاه و حکم قاضی حسن داعی 

صلح طلبی با چاشنی نفت خام حسن داعی 

از قاچاق هواپیما تا نفوذ سیاسی در آمریکا حسن داعی 

گفتگوهای پنهان بین آمریکا و جمهوری اسلامی  

رشد و نمو بنیادگرائی اسلامی در ایران و در منطقه  

از اسرائیل تا عزرائیل  

بنیاد گرائی اسلامی و یهود ستیزی حسن داعی 

تحول یهود ستیزی در ایران   

همایش تهران و تلاش برای بازسازی لابی ضد جنگ حسن داعی 

رابطه حکومت ايران با جنبش ضد جنگ در آمريکا (بخش سوم) حسن داعی 

جلسه دیدار صلح طلبان آمریکائی با احمدی نژاد سپتامبر 2008 نیویورک  

رابطه حکومت ايران با جنبش ضد جنگ در آمريکا (بخش دوم) حسن داعی 

رابطه حکومت ایران با جنبش ضد جنگ در آمریکا (بخش نخست) حسن داعی 

پایه‌های مالی-سیاسی لابی رژیم ایران در آمریکا (بخش سوم) حسن داعی 

پایه‌های مالی-سیاسی لابی رژیم ایران(بخش دوم) حسن داعی 

پایه های مالی-سیاسی لابی رژیم ایران(بخش اول) حسن داعی 

ماجرای «معامله بزرگ» و گزارش اخیر اطلاعاتی آمریکا حسن داعی 

 

Iranian lobby 2005  ©
hassan.dai@yahoo.com